در دنیای پرسرعت چاپ صنعتی، نامهایی هستند که نه تنها تاریخ را ساختهاند، بلکه همچنان الهامبخش نسل جدید هستند. اسکندر خمسهپور، متولد مرداد ۱۳۲۳ در محله سنگلج تهران، یکی از این چهرههای ماندگار است. او به عنوان مؤسس اولین چاپخانه تخصصی سیلک اسکرین ایران و پیشکسوت صنعت چاپ، مسیر سختی را از کارگاههای کوچک تا فناوریهای پیشرفته طی کرده.
از کودکی در گراورسازی تا ورود به دریای چاپ
خمسهپور کوچکترین فرزند خانوادهای پرجنبوجوش بود و از ۶ سالگی، تفریحگاهش کارگاه گراورسازی داییاش، عبدالرحیم پناهینژاد، میشد. دایی که شاگرد مستر بوش آلمانی در بانک ملی بود و بعدها رئیس اتحادیه لیتوگرافان شد، ناخواسته جرقه علاقه به چاپ را در او زد. تا ۱۳ سالگی، بدون مسئولیت جدی، حقوق میگرفت و رفتوآمد میکرد. اما در نوجوانی، وقتی دایی پرسید “درس یا کار؟”، او کار را انتخاب کرد و با روزی ۲۵ ریال در بخش کپیهکاری شروع کرد.
این آغاز، حوض کوچکی بود برای کسی که تشنه دریا بود. در ۱۸ سالگی، از کارگاه دایی جدا شد و به روزنامه کیهان رفت، جایی که مهندس منصفی فناوری جدید گراورسازی اروپایی را آورده بود. آنجا، زیر نظر اساتیدی مانند جمشید لاچینی (تحصیلکرده اتریش) و ناصر مکفی، بینشش دگرگون شد. حتی نمیدانست رشته مهندسی چاپ وجود دارد! این تجربه، پایهای برای نوآوریهای بعدی شد.

تأسیس اولین چاپخانه سیلک اسکرین و چالشهای اولیه
خمسهپور با چاپ سیلک اسکرین آشنا شد وقتی برای شرکت “جار” (بزرگترین سازنده نئون و پلاستیک) بازاریابی میکرد. تصمیم گرفت به جای پارچه، روی برچسب، شیشه و فلز تمرکز کند. در خیابان نادری، مکانی مسکونی با اجاره ۵۰۰ تومان ماهانه اجاره کرد و با ۲۰ کارگر، کار را دستی شروع کرد. نیم قرن پیش، بازار محدود بود، اما پشتکار او موفق کرد.
یکی از داستانهای جذاب، سفارش هزار لیبل دورو از شرکت آلمانی مولر است. اولین بار شکست خورد و لیبلها معکوس شدند، اما با رنگ نقرهای بین لایهها، مشکل را حل کرد و سال بعد، قیمت را ۲.۵ برابر کرد تا صداقت ایرانی را نشان دهد. مولر با خرسندی پذیرفت. بعدها، با حمایت شرکت فرگاه انگلیس، دستگاه نیمهاتوماتیک خرید و برای اولین بار “عکسبرگردان خشک” تولید کرد. از ایتالیا هم ماشین آورد، اما به دلیل نبود زیرساخت، از فولاتوماتیک منصرف شد – مشکلی که هنوز پس از ۴۰ سال پابرجاست.
از سیلک البرز به ورنیچاپ: جهش به فناوری یووی
در ۲۹ سالگی (۱۳۵۴) ازدواج کرد و صاحب پسر (آرمان، مدیر چاپ آرمان) و دختری شد. کارگاه را به پاساژ جواهری برد و “سیلک البرز” نامید. سپس با شراکت در “آساسکرین” (بعداً تکثیرکار)، پس از انقلاب با حمایت مهندس نیکنفس از کالارنگ، جان تازه گرفت. در ۱۳۶۷ به خیابان هفتتیر آمد و “ورنیچاپ” را بنیان گذاشت – نامی که برند شد.
۱۲ سال پیش، دستگاه افست یووی از آلمان خرید. آلمانیها گفتند “با پیچگوشتی کوچک، پازل بزرگ باز میکنید”، اما با آزمون و خطا، موفق شد و نمونهها را با سبد گل فرستاد تا بگوید “ایرانی اگر بخواهد، میتواند”. این جهش از ورنی داغ به یووی، نشاندهنده روحیه نوآورانه اوست. امروز، لامپهای یووی باکیفیت دقیقاً همان ابزارهایی هستند که خمسهپور آرزویش را داشت: خشککردن سریع، کیفیت بالا و صرفهجویی در انرژی.

درسهایی از پیشکسوت: آموزش، وحدت و ترکیب تجربه با جوانی
خمسهپور عضو هیئت مدیره اتحادیههای متعدد و رئیس انجمن پیشکسوتان است. او پیشکسوت واقعی را کسی میداند که تجربه منتقل کند و نوآوری کند. نقدش به صنعت: فقر آموزش، کمبود مواد اولیه و تفرقه اتحادیهها. هر سال ۱۲ دانشجو آموزش میدهد و خوشحال است کارگران سابقش حالا چاپخانهدار موفقاند.
جدیدترین مطالب
عینکهای یووی صنعتی
عینکهای یووی صنعتی (Industrial UV Safety Glasses) از تجهیزات حفاظت فردی (PPE) هستند که برای ...
مشاهده مطلبدستورالعمل حفاظت و ایمنی پرتوی و مقابله با سوانح در محل استفاده از لامپهای UV
این دستورالعمل ویژهی کلیه کارکنان فعال در محیطهایی است که از لامپ های UV در ...
مشاهده مطلبتوصیه هایی برای افزایش طول عمر لامپ های یووی
لامپ های UV اجزای حیاتی در کاربردهای مختلف صنعتی، از چاپ گرفته تا پوشش و پخت هستند. ...
مشاهده مطلبدرک بیشتر فرایند خشک شدن با لامپ یووی صنعتی
مقدمه ای بر UV Curing درمان , پخت یا خشک کردن با اشعه ماوراء بنفش (UV) یک فرآیند ...
مشاهده مطلب
